قسمت 8: کنجی به دیدن دوستش تاکرو میرود و با خدای چتری وحشتناک در روستا روبهرو میشود.

A boy called Kenji goes to the countryside to visit his friend Takeru. After some catching up, Kenji is left alone at the front of the house and notices a woman abnormally holding an open umbrella with her mouth. After relating this to Takeru's father, the man becomes horror struck and to the woman as the "Umbrella Goddess". That night, Takeru's father has Kenji sleep in a shed and warns him not to open its door for anyone until morning. Some time later, Takeru brings Kenji some snacks and apologizes for his father's measures before leaving. Just then, Takeru strangely reappears and asks Kenji to open the door, which the latter refuses and instead locks it in fear just as the Takeru-figure starts rocking the shed. Later that morning, unbeknownst to Kenji as he exits the shed in a sigh of relief, the Umbrella Goddess appears behind him. (Source: Wikipedia)
قسمتها
- قسمت 4 · معلم ابتدایی به بررسی پدیدههای عجیب دستگاه کپی و ظاهر شدن کودکی شبحمانند میپردازد
- قسمت 5 · سفر به مرکز خرید با پدر در آسانسور تاریک به کابوسی تبدیل میشود.
- قسمت 6 · مسافر خسته در توقف اضطراری قطار با توده گوشتی غیرعادی مواجه میشود
- قسمت 7 · یوکو روایتهای متضادی از مایومی و تورو دربارهٔ بازدید از یک بیمارستان تسخیرشده دریافت میکند.
- قسمت 8 · کنجی به دیدن دوستش تاکرو میرود و با خدای چتری وحشتناک در روستا روبهرو میشود.
- قسمت 9 · مادر کوتونه برای رفع نفرین خانوادگی به دنبال یک کاهنه معبد میگردد، اما مراسم با شکست و مرگبار بودن همراه میشود.
- قسمت 10 · تیم بیسبال دبیرستان به یاد میآورد که دایسوکو در دوران اردوی تابستانی کودکی در چاه توالت افتاده بود.
- قسمت 11 · سه دانشآموز نوار ویدیویی مرموزی را تماشا میکنند که موجودات انساننمای پنهان و دوستان در حال تغییر شکل را آشکار میسازد.
- قسمت 12 · دختر دبیرستانی که توسط دوست سایهایاش توموناری-کون و پنج پسر دعوت شد