
1945
1945
با تشدید جنگ جهانی دوم، برادران Elen و Maximillian با چالشهایی در پیوستن به گروههای نازی روبرو میشوند. Elen در طول یک سفر، برای مدت کوتاهی با Alex دیدار میکند و آنها سالها بعد دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و احساساتی نسبت به یکدیگر پیدا میکنند. با این حال، هزینههای عاطفی جنگ باعث جدایی آنها میشود. گاهی اوقات هر سه نفر به هم نزدیکتر میشوند، اما این لحظات آغازگر زنجیرهای از رویدادهای تراژیک است.