

Adabana
·adabana-徒花-
شهری آرام با مرگهای خشن یک دانشآموز محلی و صاحب یک رستوران رامون لرزان میشود. میزوکی آیکاوا، دوست صمیمی یکی از قربانیان، کسی است که اعتراف به ارتکاب این جنایت را میپذیرد. با این حال، مدافعان او مشکوک هستند که پرونده چیزی فراتر از آنچه به صورت عمومی شناخته شده است، در خود پنهان کرده باشد. با ادامه تحقیقات، مسائل زیربنایی مربوط به طبقات اجتماعی، استثمار شخصی و فشار برای ایفای تعهدات خانوادگی آشکار میشود.





