

Agyeokdo Gwichanaseo
Resigning as the Villainess·악역도 귀찮아서
اولیویا دِ ورساچه در دنیایی بیدار میشود که سرنوشتش مرگی خشن به عنوان شرور داستان است. او قصد دارد از کاخ امپراتوری دوری کند و با معشوقه دوران کودکیاش ازدواج نماید تا زندگی آرامی داشته باشد. با پیگیری آموزش شمشیرزنی، کسبوکار و عشق، او به عنوان چهرهای نوظهور محلی شناخته میشود. با این حال، او خود را در میان افرادی مییابد که میخواهد از آنها دوری کند و این پرسش را مطرح میسازد که هزینه توجه جدید او چه خواهد بود.




