
Ai wa Himeta Mama
The Dangerous Jacob Wilde·愛は秘めたまま
آدیسون، نیویورکی با شغلی پرمشغله، از چارلی، استاد و کارفرمای سابق خود که درگذشته است، یک مزرعه در تگزاس به ارث میبرد. او برای دریافت کمک، با خانواده نفوذگر وایلد تماس میگیرد. آنها به او توصیه میکنند که فعلاً از ملاقات با پسر کوچکشان، جیک، خودداری کند. جیک، قهرمان جنگی تشریفاتی، برای جشن خوشآمدگویی به خانه بازمیگردد و آدیسون با وجود غم در چشمانش، جذب او میشود. او شیفتهی اوست، اما جیک او را زنی میبیند که از یک مرد آسیبپذیر سوءاستفاده کرده و با تحقیر پاسخ میدهد.