
Ai wo Wasureta Koori no Joou
What Lies Beneath·愛を忘れた氷の女王
سینتیا دِمپسی پس از اینکه در سقوط هواپیما جان به در برد، در بیمارستان بیدار میشود و هیچ خاطرهای از گذشتهاش ندارد. او تنها نام خود و حس دستی مرد را به یاد میآورد که او را از مرگ نجات داد. اگرچه آن مرد خود را نامزدش معرفی میکند، سینتیا هیچ یادآوری از او ندارد، از جمله اینکه او مردی ثروتمند است. ویل، با وجود مهربانیاش، نگران به نظر میرسد. داستان بررسی میکند که آیا سینتیا میتواند خاطرات گمشدهاش را بازیابی کند و احساساتش را درک نماید یا خیر.