
Alabaster no Kisetsu
アラバスターの季節
مائدا گین و دوستانش، تپئی و کن-چان، اغلب در یک مجتمع آپارتمانی متروکه نزدیک مدرسهشان گرافیتی میکشیدند. یک شب، کارشان توسط زنی سفیدرنگ و شبحمانند که آنها را میترساند، مختل شد. در جریان این هرجومرج، دفتر طراحی گین از او ربوده شد که آغازگر تغییر مهمی در زندگیاش بود. تعاملات او مسیر غیرمنتظرهای را طی کرد و به یک جلسه نقاشی با مدل برهنه با معلم هنر جذابش انجامید.







