

Alcafus
アルカフス
پسری به نام Tadashi با دختربچهای با گوشها و دم حیوانی مواجه میشود که در یک معبد سقوط کرده است. او به او کمک میکند و یک آبنبات توپی به او میدهد که مورد پسندش قرار میگیرد. پس از درخواست یکی دیگر، Tadashi به او یکی میدهد و او او را میبوسد. ده سال بعد، با شنیدن صدای او، Tadashi به معبد بازمیگردد و وارد دنیایی ناشناخته و عجیب میشود. یک فصل اضافی نیز گنجانده شده است.