
Almark
·アルマーク
پس از پایان جنگ شمال، المارک که توسط مزدوران بزرگ شده بود، با لحظهای سرنوشتساز روبرو میشود. یک خارجی زمانی در کودکی به او گفته بود که میتواند از جادو استفاده کند و اکنون او تلاش میکند با سفر به جنوب برای آموزش به عنوان یک جادوگر، آرزوی پدرش را محقق سازد. با رسیدن به مؤسسه جادو، او محیطی را مییابد که به شدت با گذشتهاش متفاوت است. جنوبیها شمالیها را غیرمتمدن میدانند و مؤسسه با شکافی آشکار بین نجیبزادگان و عوام مشخص میشود. المارک با پنهان کردن پیشینه خود و تکیه بر دوستانش، مسیر خود را برای تبدیل شدن به یک جادوگر آغاز میکند. حضور او ممکن است تغییرات غیرمنتظرهای را در مؤسسه به همراه داشته باشد.