
Amayakasanaide Nakisou dakara
If You Spoil Me That Much, I'm Gonna Cry·甘やかさないで泣きそうだから
یوتا دانشجوی دانشگاهی است که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند و برای تأمین مخارج خانوادهاش چندین شغل پارهوقت دارد. او که از خستگی به مرز تسلیم شدن رسیده، علیرغم اینکه خود را همجنسگرا نمیداند، شغلی با درآمد بالا به عنوان کارگر جنسی مردانه میپذیرد. پس از شبی پر از آشفتگی عاطفی، او با مشتریاش، آقای شیراکی، درباره رنجهایش صحبت میکند. آقای شیراکی به جای ارائه راهحلی آسان، از یوتا میخواهد که بماند. یوتا که گیج و مضطرب است، میپرسد این موضوع چه معنایی برای او دارد. داستان به بررسی تعاملات پیچیده و احساسی میان یوتا و آقای شیراکی میپردازد، همانطور که رابطه آنها شکل میگیرد.
