
Amon to Aslaerl
アモンとアスラエール
مرد جوانی در موقعیتی مرموز با زنی که بیماریاش با گل رز نمادین شده است، درگیر میشود. رابطه آنها در میان پویاییهای در حال تغییر و تنشهای عاطفی شکل میگیرد. داستانهای بعدی روایتهای جداگانهای را کاوید میکنند، از جمله بازدید از یک موزه، دیداری در ساعت گرگومیش، و مجموعهای که به دو بخش تقسیم شده و بر وضعیتی متمرکز است که به ماه مه و پایان فصل بارانهای موسمی پیوند خورده است. هر بخش شخصیتها و سناریوهای متمایزی را ارائه میدهد، هرچند ارتباط میان آنها نامشخص باقی میماند.