
Anata-tachi ni Suterareta Watashi wa, Youyaku Shiawase ni Nare Sou desu
あなたたちに捨てられた私は、ようやく幸せになれそうです
آریان با حمایت ارواح بزرگ شد و کودکی خود را با لئونل، پسر یک دوک، که با او به ازدواج متعهد شده بود، سپری کرد. آنها زندگیای سرشار از آرامش و شادی را با هم تجربه کردند تا اینکه پدر آریان، که یک کنت بود، برخلاف میل او ازدواجش را با شاهزاده دوم ترتیب داد و او را در خانهشان زندانی کرد. آریان در امید به دیدار مجدد با لئونل، دوران انزوا را تحمل کرد، اما در نهایت حمایت ارواح را از دست داد و توسط خانوادهاش مورد غفلت قرار گرفت که این امر منجر به رنجهای شدید جسمی و عاطفی شد. همزمان، لئونل به صورت مخفیانه شروع به تلاش برای بازپسگیری آریان کرد.