
Ao to Midori
青と碧
ائو، نابغهای آکادمیک و ورزشی، هرگز چنین شدیدی آرزویی نداشته است که اکنون دارد—میدوری، نفر دوم که همیشه رقیب او بوده است. برای اولین بار، او احساس میکند نمیتواند احساساتش را سرکوب کند و از دیدن میدوری خوشحال میشود و برای سلام کردن به سمت او میدود. با این حال، از اینکه احساساتش ممکن است رابطهشان را خراب کند میترسد و آرزویش را پنهان میکند و درد را در سکوت تحمل میکند. در شب، او رویای بیدار شدن و دیدن مژههای میدوری را به عنوان اولین چیز هر صبح میبیند.