
Appa, Jeoneun Amugeotdo Haji Aneulgeyo
Don't Mind Me, Daddy·아빠, 저는 아무것도 하지 않을게요
دختری به نام Jayna با سختیهای زیادی روبرو است: مادر اژدهای او زود از دنیا میرود، در جوانی مورد آزار و اذیت اژدهاهای دیگر قرار میگیرد و پدر انسانیاش او را نادیده میگیرد. در رمانی که در آن زندگی میکند، زندگیاش در نوجوانی به قتل ختم میشود. با این حال، او در سن ۱۰ سالگی دوباره متولد میشود و فرصتی دارد تا با پدرش، Diamid، استاد برج جادو، زندگی کند. او میداند که پدر و سرنوشتش ممکن است همچنان بیرحم باشند، بنابراین تصمیم میگیرد تا مرگ مورد انتظارش در سن ۱۷ سالگی، از لذتهای ساده زندگی لذت ببرد. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا این زندگی جدید همان مسیر تراژیک را دنبال خواهد کرد یا خیر.








