
Ashita, Anata ga Mezame tara
明日、アナタが目覚めたら
کیی متوجه میشود که باید به دلیل انتقال شغلی پدرش به شهر جدیدی نقل مکان کند. او با عجله به سراغ دوستپسرش میرود تا این خبر را به او بدهد، اما او را در کنار زنی دیگر میبیند. کیی که از شدت غم و اندوه به شدت مست میشود، در محیط ناآشنا گم میگردد. مردی خوشتیپ به او کمک میکند و داستان به بررسی اتفاقات بعدی میپردازد.