
Asterisk
·アスタリスク
یوچی ساوا دانشجوی دانشگاهی است که برای نانائو، دانشجوی بالهای که به او تدریس میکند، احساساتی پیدا میکند. نانائو مهربان اما مغرور است و از قبل در یک رابطه قرار دارد. وقتی نانائو از یوچی دعوت میکند تا در یک رابطه جنسی شرکت کند، یوچی نمیتواند نه بگوید. آنچه که به عنوان یک ارتباط صرفاً فیزیکی آغاز میشود، به تدریج به روایتی دهساله شامل عشق، از دست دادن و در نهایت آشتی تبدیل میگردد. این داستان شامل دو فصل اضافی نیز میشود.