
Bad Timing
バッド・タイミング
گرانت اسلین پیش از دیدار حضوری، مارا وایتکامب، هنرمند سرشناس، را ملاقات میکند. او بهزودی درمییابد که ظاهر مارا با انتظاراتش همخوانی ندارد. مارا نیز از نظر فیزیکی جذب گرانت است، اما او را صرفاً بهعنوان سوژهای برای هنر خود میبیند و از درک او فراتر از این نقش خودداری میکند. این دو باید چالش اثبات این موضوع را پشت سر بگذارند که پیشفرضهای اولیه همیشه بازتابدهنده واقعیت نیستند.