
Baekseoreunahopbeonjjae Bam
백서른아홉번째 밤
گوبلینی در چئونوری، روستای کوهستانی ناشناختهای، زندگی میکند. پس از مرگ مادربزرگش، سونگ-هیو برای غلبه بر تنهایی به مرکز بهداشت روستا مراجعه میکند. او پس از رسیدن گم میشود و بون-گی، مردی بومی، به او کمک میکند. با وجود کمکهای بون-گی، او همچنان فاصلهای حفظ میکند و سونگ-هیو را به ترک روستا ترغیب مینماید. او به باورهای سونگ-هیو درباره موجودات غیرانسانی شک میکند. ظاهر آرام روستا و رفتار مهربان اهالی، رازی را پنهان کرده که به تدریج آشکار میشود. با افزایش سردرگمی، بون-گی کمکهای بیشتری ارائه میدهد.