
Bambi
·밤비
زنی جوان که هیچ خاطرهای از هویت، خاستگاه یا دلیل غرق شدن تقریبیاش در یک برکه ندارد، در مکانی ناآشنا در دوران تاریخ کلاسیک کره به هوش میآید. مرد جوانی با موهای بلوند و بالی روی بازوی راستش او را نجات میدهد. با وجود سردرگمیاش، او از حضور او احساس آرامش میکند و از او میخواهد که نامی برایش انتخاب کند. او نام Bambi را بر او میگذارد و این نام حس غریبهای از آشنا بودن را در او بیدار میکند. لحن گفتن او این نام، چنین حسی به زن جوان میدهد که گویی آنها در گذشته یکدیگر را شناختهاند.