
Barairo no Jinsei
薔薇色の人生
موموتا که به دلیل سبک زندگی بیپروای خود خانه و خانوادهاش را از دست داده بود، درست در آستانه تسلیم شدن قرار داشت که یک افسر پلیس در حال گذر مداخله کرد. موموتا از حس عدالتخواهی خشک و سختگیرانهی آن افسر آزردهخاطر شد و درخواستی عجیب و غریب از هامائوزو کرد. با وجود این، هامائوزو او را نجات داد و موقعیت خود را به خطر انداخت. پس از آن، موموتا مصمم شد که برای هامائوزو زندگی کند. تعهد متمرکز او آغازگر تغییر مسیر زندگی هر دو نفر شد.