
Battenga!
ばってんが!
هنگام پاکسازی یک انبار، موریتو با عروسکی روبرو میشود و بهطور ناخواسته هاکاتا-هیمه، خدای سرزمین، را آزاد میکند. در جریان این آزادی، نیروهای فراطبیعی گریخته و افراد شهر را تسخیر کرده و آنها را به «Protectors» تبدیل میکنند که باعث هرجومرج در هاکاتا میشود. موریتو باید به هاکاتا-هیمه در بازپسگیری Protectors کمک کند و همزمان با کاگهمیهای که پیشتر هاکاتا-هیمه را مهر و موم کرده بود، نیز دستوپنج نرم کند. شرایط بهشدت فوریتر میشود.