
Bitsogeseo Gobaegeul Haetda
빗속에서 고백을 했다
کونو با آساگی، دانشجوی سال بالاتر در همان دانشگاه، آشنا میشود و تصمیم میگیرد در یکی از روزهای بارانی هنگام پیادهروی به خانه، احساساتش را به او ابراز کند. با این حال، پذیرش فوری آساگی از اعتراف او، تردیدهایی را درباره نیتهای واقعیاش برمیانگیزد.