
Bitter Prince
ビタープリンス
هانا دختر پرانرژیای است که برای تأمین هزینههای وقت گذراندن با دوستانش به دنبال کار پارهوقت میگردد، اما اشتیاق بیش از حدش مانع از استخدام شدنش میشود. ساتسکی، فردی محبوب، با وجود مخالفت برادرش، به او پیشنهاد کار در کافهاش را میدهد. برادرش، مردی جدی و جذاب که مدیریت کافه را بر عهده دارد، با استخدام هانا مخالف است. هانا که تحت تأثیر جذابیت ساتسکی قرار گرفته، کار را میپذیرد. با این حال، رفتار ساتسکی تغییر ناگهانی و چشمگیری میکند و دینامیک رابطه را دگرگون میسازد.