

Bocchi na Bokura no Renai Jijou
ぼっちな僕らの恋愛事情
هایجی ایچیجو پس از تابستانی که صرف کار و امتحانات شده بود، به مدرسه بازمیگردد و متوجه میشود که همه دیگران جفت گرفتهاند. او تنها کسی است که شریکی ندارد و در میان فضای عاشقانه، احساس بیگانگی میکند. در همان روز، چیتوسه نینومیا، دانشآموز انتقالیِ موهای قرمز، به کلاس او میپیوندد و او نیز مجرد است. تنها بودنِ هر دو آنها به عنوان تنها دانشآموزان مجرد، توجه و حدسوگمانها درباره یک رابطه احتمالی را برمیانگیزد. با این حال، بحثهای مکرر و تضاد دیدگاههایشان، ایده یک رابطه عاشقانه را پیچیده میکند.

