
Boku to Kimi dake ni Seiya wa Konai
僕と君だけに聖夜は来ない
در شب کریسمس، دانشآموز دبیرستانی به نام Riichi بالاخره اعتراف عشق Natsumi را دریافت میکند. با این حال، لحظاتی پس از اینکه او میگوید «دوستت دارم»، Natsumi میمیرد. هر بار که Riichi تلاش میکند از این اتفاق جلوگیری کند، خود را دو روز پیشتر بازمییابد و اعتراف Natsumی به مرگ او منجر میشود. عبارت «دوستت دارم» به عنوان ماشهای برای حلقه زمانی عمل کرده و Riichi را مجبور میکند همان روز را بارها تکرار کند. با وجود تلاشهای او برای تغییر رویدادها، Natsumi همچنان اعتراف کرده و میمیرد. در حالی که Riichi در این چرخه بیپایان گرفتار شده است، باید راهی برای شکستن این الگو و تغییر سرنوشت خود و Natsumi بیابد.
