

Boku wa Konyaku Haki Nante Shimasenkara ne
僕は婚約破棄なんてしませんからね
دختر دوک نامزد شاهزادهی ولیعهد است، اما در اولین دیدارشان، او جیغ میکشد و بیهوش میشود. او شک میکند که آیا خاطراتی از زندگی گذشتهاش را به یاد آورده یا اینکه او یک شخصیت منفی (Villainess) است. او نگران است که اگر شاهزاده بیاحتیاطانه رفتار کند، آیا به او آسیب خواهد رساند یا خیر. او واکنشهای برنامهریزیشدهی خود را ناخوشایند میداند. او ادعا میکند که هیچ ارتباطی با یک «رویداد» یا «تنظیمات برنامه» ندارد. او از او دعوت میکند تا به خانهی او بیاید، جایی که قصد دارد به تدریج و با ملایمت او را عاشقانه و عمیقاً دیوانهوار عاشق خود کند.



