
Burari Burabura Monogatari
ぶらりぶらぶら物語
مردی در شهری ساکن قدم میزند و در مسیر خود با افراد و تجربیات گوناگونی روبرو میشود. او به خاطرات و احساساتی میاندیشد که به مکانها و لحظات گذشتهاش پیوند خوردهاند. روایت شامل صحنهای با یک گل رز سفید و وداع، همچنین تصویری از پاییز در شهری کهن است. داستان بر دروننگری شخصی و گذر زمان تمرکز دارد.