
Cafe Occult
·카페 오컬트
زوه رین در طوفان باران به کافه کوچکی به نام Cafe Occult پناه میبرد. پس از ترک کافه، توسط خودرویی مورد اصابت قرار گرفته و توسط مردی ناآشنا به یک کوچه کشیده میشود. مرد جوانی مداخله کرده و او را به کافه بازمیگرداند. در آنجا، او میآموزد که مرده است و اکنون روحی است. کافه، مالک آن که به عنوان Master شناخته میشود، و مرد جوانی که Young نامیده میشود، به هر دو دنیای زندگان و ارواح مرتبط هستند. روح زوه رین به دلیلی نامشخص مورد تعقیب قرار دارد. Young از گلولههای ویژه برای محافظت از او در برابر کسانی که تلاش میکنند او را دستگیر کنند، استفاده میکند.