

Centuria
Centuria ·ケントゥリア
جولیان توسط مادرش به بردگی فروخته شد و سالها رنج و خشونت را تحمل کرد. دیدگاه او زمانی تغییر میکند که در حین حملونقل بر روی یک کشتی بردهفروشی، برای نخستین بار با مهربانی و همدلی واقعی روبهرو میشود. یک خدای باستانی در این ماجرا دخالت میکند و قدرت عظیمی را به جولیان پیشنهاد میدهد، اما با هزینهای سنگین: برای به دست آوردن این قدرت، باید جان یک بیگناه فدا شود. با به دست آوردن این نیرو، جولیان مأمور میشود تا از یک نوزاد بیدفاع در جهانی سخت و بیرحم محافظت کند.







