
Chakan Eonnineun Eopda
착한 언니는 없다
آیرین تمام عمرش را صرف مراقبت از خواهر کوچک و بیمارش، ریل، کرده و این کار را وظیفهی خود میدانسته است. با این حال، ریل همه چیز را از او میگیرد و آیرین را از هیچچیز بیبهره میگذارد. آیرین که احساس میکند توسط خانوادهاش رها شده و درمییابد که آنها هرگز او را واقعاً دوست نداشتهاند، تصمیم میگیرد تا به استقلال شخصی دست یابد. در طول این مسیر، او با نویل کریستن، مردی که سختیهای مشابهی را تجربه کرده است، آشنا میشود. این دو نفر با درک رنج مشترکشان، امکان حمایت متقابل را پیشنهاد میدهند.