
Chichin Pui!
ちちんぷいッ!
رن سالهاست که احساساتی نسبت به دوست دوران کودکیاش، چیکارا، دارد که شیفتهی امور ماوراءالطبیعه است. در حالی که در مسیر بازگشت به خانه بودند، او به مرد مسنی کمک میکند که در خیابان دچار ضعف شده و از پا درمیآید. مرد به عنوان نشانهی قدردانی، عروسک کوچکی از نخ پشمی به او میدهد و ادعا میکند که این عروسک میتواند در مسائل قلبی و عاطفی کمک کند. رن که نمیداند چنین شیءای چگونه ممکن است کار کند، با این پرسش رها میشود که آیا این عروسک میتواند تأثیر واقعی بر وضعیت او داشته باشد یا خیر.