

Chirizokonai no Hiraeth
散り損ないのヒラエス
سانایازاما کازورا، دختری که تشنهی محبت است، پس از میفهمد که دختری که برای جلب توجهش پول داده بود، او را فریب داده است. او که از ناامیدی پر میشود، توسط زنی به نام کینکا مورد توجه قرار میگیرد که از او میپرسد آیا با هم بمیرند؟ آنها تصمیم میگیرند از یک ساختمان بلند بپرند. در لحظهی سرنوشتسازی، روایت بر افراد مهم در زندگی آنها و احساساتی که با آنها دستوپنج نرم میکنند، تمرکز دارد.






