
Cierra
·시에라
سیرا البورک و کلود لِسپنسر، هر دو فرزند نامشروع، در میان طرد شدن از سوی جامعه، پناهگاه خود را در پیوندشان مییابند. وقتی سیرا مجبور به ازدواج با فرد دیگری میشود، از آغازی نو التماس میکند. کلود کلیدی به تخت پادشاهی به او میدهد که به او امکان میدهد زندگیاش را از نو آغاز کند. در این فرصت دوباره، او تصمیم میگیرد گذشتهاش، از جمله رابطهاش با کلود، را رها کند تا به آیندهای بهتر دست یابد. داستان این پرسش را مطرح میکند که آیا این انتخابش به شادی خواهد انجامید یا به بدبختی بیشتر.


