

Coffee Moon
·コーヒームーン
پیاتا در دنیایی زندگی میکند که باران همیشه تاریک است. در یکی از صبحهای معمولی، او مسیر همیشگی خود به مدرسه را طی میکند اما متوجه میشود که چیزی درست نیست؛ دانی، همراه همیشگیاش، غایب است. پیاتا به حافظهاش شک میکند و میپرسد چرا دیروزی را به یاد میآورد که شبیه امروز به نظر میرسد.







