

CottonCandy
コットンキァンヂイ
می هر روز با همان اتوبوس به خانه میرود و اغلب روبروی هاناکو، دانشآموز محبوبی، مینشیند. می به دلیل خجالت زیاد ساکت میماند و از صحبت کردن طفره میرود، در حالی که به تکرار این روال روزانه نگاه میکند. اما یک روز، هاناکو مکالمهای را با او آغاز میکند.






