
Crocus Saitara
クロッカス咲いたら
دختری جوان تابستان سال دهم زندگیاش را تجربه میکند و با پسری خالدار که شعر میخواند، آشنا میشود. با فرا رسیدن پاییز، او جذب بوی ملایم آن و احساساتی میشود که به همراه دارد. بعداً، او درمییابد که چه کسی HAPPY BOX را باز کرده است؛ لحظهای که به نظر میرسد نقطه عطفی در احساسات اوست. روایت این لحظات آرام و شخصی را در طول فصلها دنبال میکند و تغییرات کوچک اما معنادار در زندگی او را به تصویر میکشد.