

Daga Shuka
だーがしゅか
ناطاشا، دختر جوانی روس، سالها آرزوی زندگی در ژاپن را در سر پرورش داده بود. پس از سالها تلاش، او فرصتی برای اقامت در یک پانسیون ژاپنی به دست میآورد. با ورود به محل، متوجه میشود که این اقامتگاه در واقع یک شیرینیفروشی سنتی ژاپنی است. این جزئیات غیرمنتظره پرسشهایی را درباره ماهیت زندگی جدید او در ژاپن ایجاد میکند.