
Daidaiboshi
橙星
قرنها پیش، چهار جادوگر قدرتمند در پادشاهی که توسط پادشاهی مرموز اداره میشد، به دام افتادند. افسانهها میگویند که یافتن قبور آنها هر آرزویی را، حتی غیرممکنترین آنها، برآورده میکند. دایدای، دختری که از خزانه سلطنتی فرار کرده بود، به همراه ماتسوبای، پسر-رباتیک که علاقهمند به اوست، سفری در این سرزمین جادویی آغاز میکند. این دو به دنبال مکان استراحت جادوگران هستند، اگرچه ماهیت واقعی هدف آنها و آرزویی که امیدوارند به دست آورند، همچنان نامشخص است.
