

Dalgwa Emerald
달과 에메랄드
کیم جون-کیونگ به دلیل وضعیت مالی دشوار، در پرداخت هزینههای تحصیل خود در یک دبیرستان برتر با مشکل مواجه است. برای تأمین مخارج زندگیاش، شغل پارهوقت در یک شرکت نظافتی میپذیرد و برای اولین بار مأموریت تمیز کردن یک خانه را بر عهده میگیرد. در آنجا، با ایزاک، مردی که در یک خانه بزرگ و مجلل زندگی میکند، آشنا میشود. او شیفته سبک زندگی مرفه ایزاک میشود که بازتابی از آرزوهای خودش است. با وجود تفاوت در پیشینههایشان، او حس تنهایی مشترکی را در ایزاک احساس میکند. در مقابل، ایزاک نیز شروع به نشان دادن علاقه به زندگی او میکند.