
Daman, Guhasoseo
Please Save Me·다만, 구하소서
النا، که زمانی توسط نامزد سابقش، پرنس ویسنته، از زندگی سخت نجات یافت، در بدن اِولِن، دختر یتیمی بیدار میشود. دو سال بعد، او میفهمد که ویسنته در کاخی زندانی شده است، زیرا او را پس از مرگ ظاهریاش زنده میداند. او با عزمی راسخ تصمیم میگیرد برای نجات او اقدام کند و نقشهای پیشین آنها را برعکس میکند.



