

Dari Tteumyeon Mannayo
Lunar Lover·달이 뜨면 만나요
یک غریبه در حال مرگ، جاودانگی را به یونهو میبخشد، اما این امر مشروط است: او در شب سالم میماند، اما بدنش در طول روز فرسوده میشود. این وضعیت با ویژگیهای معمول خونآشامی همخوانی ندارد. همسایه جدیدی به نام اوئی، کنجکاو شده و امیدوار است که این مرد خارقالعاده نباشد. یونهو همچنین در پی یک زینتسر مو است؛ شیئی که دیگران به نظر میرسد مصمم به یافتن آن هستند، هرچند اهمیت آن نامشخص است. در حالی که یونهو با وجود نادرست خود دستوپنج نرم میکند، پرسشهایی درباره غریبهای که این هدیه عجیب را به او داده و ماهیت واقعی اثری که به دنبال آن است، مطرح میشود.