
Delivery Impossible
딜리버리 임파서블
در سرزمینی که همواره زیر برف و یخ است، دختری جوان به نام Ravi برای گذران روزگار، مواد مخدر را در محلههای فقیرنشین میفروشد. Ravi که از Heather، یک رانندهی پیک که به او نگاه میکند، الهام گرفته، تصمیم میگیرد با حمل کالا به سمت Northern City، این مکانی که به عنوان منبع امید میبیند، از او الگو بگیرد. روایت داستان، سفر دو کودک را در این محیط سرد و منزوی به تصویر میکشد. این فانتزیِ بزرگشدن بر تجربیات آنها در مواجهه با شرایط سخت محیط اطراف تمرکز دارد و تضاد میان زندگی کنونی Ravi در محلههای فقیرنشین و مقصد آرزومندانهای که به دنبال رسیدن به آن است را برجسته میسازد. داستان حول محور تعامل میان این دو شخصیت جوان و رفتار آنها در این فضای سرد میچرخد، بدون آنکه ماهیت دقیق کالاهایی که Ravi در واقع قصد تحویل آنها را دارد، فاش کند.