
Doneuro Sal Su Eomneun Geon!
Can't Buy Me Love·돈으로 살 수 없는 것!
دونگهوا بیست و پنج ساله است و روز را به تنهایی در یک بار میگذراند و غم تنهاییاش را با نوشیدنی تسکین میدهد. کسی که دوستش دارد و هماتاقیاش نیز هست، سر کار است و احساساتش را برنمیگرداند و این موضوع باعث میشود دونگهوا با امیدهای بیپاسخ دست و پنجه نرم کند. او که هم در عشق و هم در شغل خود با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکند، احساس بنبست میکند. در بار، مردی خوشپوش با چشمانی گرم به سمت او میآید و جرقهای از امید را برمیانگیزد. دونگهوا مطمئن نیست که این دیدار تغییری که نیاز دارد را به همراه خواهد داشت یا به پیچیدگیهای بیشتر منجر میشود.
