
Double Mints
·ダブルミンツ
یک تماس تلفنی از سوی همکلاسی سابقش، میتسو ایشیکاوا، فاش میکند که «من یک زن را کشتهام». این موضوع خاطرات دفنشده در مرد دیگری را که نامش یکسان است، بیدار میکند. دو نفر با کشیده شدن به رویدادهای گذشته، دوباره به عنوان شرکا با هم ارتباط برقرار میکنند. پویایی میان آنها که در ابتدا از نوع استاد و خدمتکار بود، به تدریج به سمت یک رابطه جدید و غیرتعریفشده تغییر میکند.
