
Douse Mou Nigerarenai
どうせもう逃げられない
ناکو آرزو داشت تا به عنوان یک کارمند اداری مشغول به کار شود، اما پیش از کسب مهارتهای لازم، در یک شرکت طراحی مشغول به کار شد. مدیرش، ساکیسا، در ابتدا نظر بدی نسبت به او داشت و با بیتوجهی با او رفتار میکرد. با این حال، بعدها تصمیم گرفت از او حمایت کند و حتی به او تسلی خاطر بخشید. رابطه میان این دو، برخلاف انتظارات رایج است. این داستان شامل دو داستان کوتاه «Heart Breaking» و «Hard Trip» میباشد.


