
Doutei Hitsuji to Abazure Ookami
童貞ヒツジとあばずれ狼
تاناکا، یک کارمند معمولی بدون تجربهی رمانتیک، در حالی که از پارکی در مسیر بازگشت به خانه عبور میکرد مورد حمله قرار گرفت. او توسط کیرا، مرد جوانی، نجات یافت که سپس طلب پرداخت هزینهای را به شیوهای غیرمنتظره مطرح کرد. تاناکا پس از از دست دادن بکارت خود تلاش کرد تا به زندگی عادی بازگردد، اما کیرا هر شب در مسیر بازگشتش ظاهر میشد. حضور پافشاریکنندهی کیرا فراموش کردن اتفاقات گذشته را برای تاناکا دشوار میساخت. این وضعیت پویایی ناهمواری را میان دو نفر ایجاد کرد، زیرا علاقهی کیرا به تاناکا فراتر از آن دیدار اولیه به نظر میرسید.