
Eien no Anastasia
The Talk of Hollywood·永遠のアナスタシア
آناستازیا رومانسکی زنی بود که به عنوان جاسوس کار میکرد. پس از آشکار شدن حقیقت درباره گذشتهاش، او به کانون توجه شدید عمومی تبدیل میشود. او برای پناه بردن به خانه پدربزرگش میرود و با جاکسون، کارگردان جوان سینما، آشنا میشود که پیشنهاد میکند فیلمی درباره مادربزرگش بسازد. آناستازیا با پرتاب آب به سمت او واکنش نشان میدهد، اما جاکسون مصمم میماند و اصرار میکند که تنها میخواهد داستان واقعی را روایت کند. آناستازیا موافقت میکند، به امید پاک کردن نام خانوادهاش. در حالی که آنها با هم برای کشف تاریخ آناستازیا تلاش میکنند، آناستازیا کمکم احساساتی نسبت به جاکسون پیدا میکند. با این حال، او شک میکند که آیا جاکسون صادق است یا چیزی را پنهان میکند.