
Elf
엘프
تائه-این که مدیریت یک پارک تفریحی را بر عهده دارد، با بازدیدکنندهای به نام جسال مواجه میشود که خود را یک الف معرفی میکند. او اشیایی متعلق به پدر تائه-این را درخواست کرده و گردنبند او را میدزدد. مدت کوتاهی پس از آن، تائه-این توسط افراد ناشناسی ربوده میشود که ادعا میکنند او یک الف است، گروهی قومی در کره، و او از نوادگان کانگسان، شخصیتی است که توسط الفها مورد احترام قرار میگیرد. آنها از او میخواهند که در مهاجرت الفها به کره به آنها کمک کند.