
Elite Hisho ni Amaku Semararetemasu
エリート秘書に甘く迫られてます
پس از از دست دادن والدینش، هینوکو در حالی که به عنوان کارمند حقوقی کار میکرد، برای تأمین معاش دو برادر کوچکترش تلاش میکرد. مردی به نام چیهیرو که ادعا میکرد منشی گروه مچیزوکی است، در محل کارش به ملاقاتش آمد. او به هینوکو اطلاع داد که رئیس شرکت درگذشته و او به عنوان نوهاش، ثروتش را به ارث میبرد و به رئیس جدید تبدیل میشود. چیهیرو در ابتدا با هینوکوی شوکهشده رفتاری حرفهای داشت، اما سپس به طور غیرمنتظرهای او را بوسید. این رویداد آغازگر یک داستان عشقی بین چیهیرو و هینوکو است، جایی که او در تعقیب مهربانانهی او گرفتار میشود.