
Eolppara Joesonghaeyo
얼빠라 죄송해요
لیا اوزکال که به دلیل وصیت مادرش در بستر مرگ، زیبایی را بر همه چیز مقدم میداند، با شنیدن اینکه نامزدی او با میکروک، پادشاه فریتان و ملقب به دیو جنگ، انجام شده است، شگفتزده میشود. او که از این پیوند خشنود نیست، تلاش میکند فرار کند، اما با مردی آشنا میشود که بسیار جذابتر به نظر میرسد. لیا خود را همسر آیندهاش معرفی میکند و این امر باعث میشود مرد از او نام و جایگاهش را بپرسد.